كاهش ميزان سطح هوشيارى / Decreased Level of Consciousness

كاهش ميزان سطح هوشيارى / Decreased Level of Consciousness

همانطوريكه پيش تر گفته شد روش اندازه گيرى و سنجش ميزان سطح هوشيارى افراد بر اساس توانايى فرد در برقرارى ارتباط چشمى ، ارتباط كلامى و ارتباط حركتى اندازه گيرى و سنجش ميگردد كه ميدانيم در كمكهاى اوليه و براى منجيان غريق/امدادگران اماكن آبى اصولاً ميزان سطح هوشيارى بيمار/مصدوم/مغروق در پنج سطح طبقه بندى ميگردد. اين پنج سطح عبارتند از :
 
١- فرد در آگاهى و هوشيارى كامل به سر ميبرد. چنين فردى از نظر سطح هوشيارى يك فرد كاملا طبيعى و بهوش است كه با هيچگونه اختلال و كاهشى در سطح هوشيارى روبرو نميباشد. اينچنين فردى به طور كامل قادر به برقرارى ارتباط چشمى ، ارتباط كلامى و ارتباط حركتى با منجى/امدادگر ميباشد. 
 
٢- فرد فقط قدرت پاسخگويى به سئوالات مستقيم را دارد. چنين فردى توانايى اين را دارد كه در صورت پرسش سؤالات واضح به آنها پاسخگو باشد. فرد در اين ميزان از سطح فقط ميتواند به پرسش هاى ساده و محدود پاسخ دهد. همچنين در چنين سطحى از هوشيارى هنوز توانايى ارتباط چشمى ، ارتباط كلامى و ارتباط حركتى فرد همچنان برقرار است.
 
٣- فرد فاقد توانايى برقرارى ارتباط چشمى و كلامى بوده و فقط ميتواند در صورت درخواست ارتباط حركتى محدود آنرا انجام دهد. چنين فردى حتى قدرت پاسخگويى به پرسش هاى واضح و ساده را نداشته و فقط ميتواند در صورت درخواست ارتباط حركتى پاسخ حركتى محدود داشته باشد.
 
٤- فرد فاقد توانايى برقرارى ارتباط چشمى ، كلامى و حركتى ميباشد و فقط به درد پاسخ ميدهد. چنين فردى حتى فاقد قدرت پاسخ حركتى محدود بوده و فقط در صورت احساس درد قادر به واكنش محدود ميباشد. اين واكنش محدود ميتواند به صورت تظاهرات در چهره و يا فقط حركت محدود در اندامها باشد.
 
٥- فرد هيچگونه واكنشى نسبت به هيچگونه تحريكاتى را ندارد. به عبارت بهتر چنين فردى فاقد برقرارى ارتباط چشمى ، كلامى و حركتى بوده و حتى نسبت به احساس درد نيز هيچ واكنشى نداشته و بطور كامل بيهوش است.
 
 
 
حال بايد ببينيم وقتى كه صحبت از كاهش ميزان سطح هوشيارى ميكنيم براستى منظورمان چيست:
اگر بالاترين ميزان سطح هوشيارى را "هوشيارى كامل" و پايين ترين سطح را "بيهوشى كامل" بدانيم سطوح ميانى اين دو سطح را ميتوانيم بعنوان سطوحى كه فرد در آن نه  "كاملا هوشيار" و نه "كاملا بيهوش" است را تعيين نمائيم.
بنابراين در چنين شرايطى تبيين كاهش سطح هوشيارى در سطوح ميانى را ميتوان بدين صورت تقسيم نمود:
 
اولين سطح "كاهش كمينه سطح هوشيارى" است كه در آن فرد فقط توانايى پاسخگويى به پرسشهاى ساده و واضح را دارد.
بنابر اين در توصيف وضعيت فوق بايد ميزان و سطح هوشيارى چنين فردى را چنين بيان و ثبت نمود: بهوش ، با كاهش كمينه سطح هوشيارى - فقط با توانايى پاسخگويى به پرسشهاى ساده ، واضح و مستقيم.
 
دومين سطح "كاهش متعارف سطح هوشيارى" است كه در آن فرد فاقد ارتباط كلامى و چشمى بوده و فقط توانايى ارتباط حركتى محدود را دارد.
بنابراين در توصيف وضعيت فوق ميتوان ميزان و سطح هوشيارى چنين فردى را چنين بيان و ثبت نمود: بهوش ، با كاهش متعارف سطح هوشيارى - فقط با توانايى محدود پاسخ حركتى.
 
سومين سطح "كاهش بيشينه سطح هوشيارى" است كه در آن فرد فاقد ارتباط كلامى و فاقد توانايى محدود حركتى بوده و فقط توانايى پاسخ به درد را دارد.
بنابراين در توصيف وضعيت فوق ميتوان ميزان و سطح هوشيارى چنين فردى را چنين بيان و ثبت نمود: نزديك به بيهوشى كامل - فقط با توانايى پاسخ به درد.
 
مهارتهاى نجات/كثيرمعلم/آموزشى/امداد در اماكن آبى
ارسال دیدگاه برای این مطلب
آرشیور مطالب
آمار وبلاگ
کل مطالب : 8
کل نظرات : 0
بازدیدکنندگان امروز : 1
بازدیدکنندگان دیروز : 0
بازدید امروز : 15
بازدید دیروز : 0
کل بازدیدکنندگان : 56
کل بازدیدها : 98